عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
217
منازل السائرين ( فارسى )
باب تسليم قال الله تعاليى : فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ، ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً . « 1 » خداوند متعال مىفرمايد : به پروردگارت قسم كه آنها مؤمن نخواهند بود ، مگر اينكه در اختلافات خود ، ترا به قضاوت طلبند ، و بعد از داورى تو در دل خود احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند . استشهاد خواجه به عبارت « و يسلّمو تسليما » است . يعنى تسليم به حكم خدا در همهء امور ا ست كه حوالت حق را علت تحقيق هر امرى مىداند . به قول حافظ : به سعى خود نتوان برد پى به گوهر مقصود * خيال بود كه اين كار بىحواله برآيد خواجه در ادامه مىنويسد : و فى التسليم و الثّقة و التفويض ما فى التوكّل من العلل ، و هو من أعلى درجات سبل العامة . همان كاستى و نقصى كه در توّكل بود در مقام تسليم و ثقه و تفويض نيز وجود دارد و آن نسبت دادن امور به غير حق تعالى به واسطه جهل به علل امور است . مقام تسليم از بالاترين درجات راه عامه براى حركت آنان به سوى سعادت است . و هو على ثلاث درجات : تسليم ما يزاحم العقول ممّا يشقّ على الاوهام من الغيب ، و الاذعان لما يغالب القياس من سير الدول و القسم ، و الاجابة لما يفزّع المريد من ركوب الأحوال . درجهء اوّل آن است كه عبد سالك ، آنچه را كه از غيب مىرسد و با عقل منافات دارد و بر اوهام گران آيد همه را تسليم حكم خدا كند و بداند كه اين امور با خداست و ارادهء الهى تحقق يافته است و در برابر آنچه با قياس يا استدلال عقلى معارض است از سير دولت احوال و قسمتها كه بر مكاشف حاصل مىشود « 2 » كلا منقاد و مطيع باشد .
--> ( 1 ) . نساء / 65 . ( 2 ) . عبد الرزاق كاشانى اين عبارت را به گونهاى ديگر شرح كرده است . « و سير الدّول و القسم » را به انتقال قدرت از صالحان به طالحان تفسير كرده است .